نظر علي الطالقاني

322

كاشف الأسرار ( فارسى )

نشوند و چون در فقراء و ضعفاء اين ضد نيست و اين مرض منتفى است زود ايمان آورند با آنكه لازمهء نبوت و امامت است كه رعايت فقراء نمايند و هم از اغنياء و رؤسا بگيرند به ايشان بدهند و هم هر كس را به اندازهء ايمان و تقواى او احترام نمايند . پس از براى فقراء و ضعفاء هميشه اسباب ايمان و محبت و از براى رؤسا و اغنياء هم مدام اسباب انكار و عداوت جمع است الّا من خذله اللّه من الفقراء او وفّقه اللّه من الاغنياء . 92 و در اعراف فرمود قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ . 93 و در هود فرمود فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ 94 ( الآية ) . بارى پس به وضوح پيوست كه غرض و غايت و فائدهء خلقت و تمام دين و اصول دين محبت خداست كه لازم دارد محبت اولياء او را و عداوت اعداء او را و اين چون در حق غالب ناس ممكن نيست پس اصل دين ايشان و غرض از خلقت ايشان اقرار به خدا است و محبت اولياى خدا كه لازم دارد عداوت اعداى ايشان را تا آنكه لا اقل دوست دوستان خدا بشوند و از اين جهت مستحق التفات و رحمت و بهشت خدا شوند و چنانچه در دنيا تابعند لا بد در آخرت نيز تابعند و با مولاى خود داخل بهشت مىشوند چنانچه پيش اشاره شد . پس اگر غالب ناس را كه محبت خدا ممكن نيست اگر محبت اولياء هم نباشد بجز استحقاق آتش راهى نداشتند با آنكه اگر شاذّ و نادرى به مقام محبت خدا رسيد هم از راه اطاعت و بندگى انبياء و ائمه ( ع ) رسيد . پس محبت ايشان على اىّ تقدير از اصول دين است و غرض و غايت از خلقت ديگران است . و بعد از آن تحقيق بديهى ، كه دوستى علت تامّهء استحقاق احسان است اگر چه آن دوست بسيار بسيار نادان باشد ، تعجب مكن كه چرا علماى متبحّر از مخالفين مثلا بايد مخلد در عذاب باشند و فلان نادان موافق در بهشت . مطلب دوازدهم در بيان آنكه ترقى و تكميل در تكميل محبت است . بدان كه حالت ما با معصومين و حق تعالى مانند حالت اهل ثغور و سر حدّ است كه از پايتخت سلطان بسيار دور افتاده‌اند و رابطه با سلطان ندارند و چون حاكمى به آنجا